الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
235
الغدير ( فارسي )
بهترين زنان ( فاطمه ) را به بهترين مردان دادم تا پايان داستان كه در آن ، شش برترى و برجستگى براى بوبكر شمرده - آن هم به زبان على - و به همين گونه از زبان بوبكر براى على - كه هيچ فرازى از آن را سيوطى در حديثهاى بوبكر نياورده با آن كه زور مىزده هر چه بيشتر مىتواند بر شمارهء اين حديثها بيفزايد و چشمپوشى او از اين داستان ، انگيزه اى نداشته جز همين كه دروغ بودن آن بسيار نمايان است و شيوهء سخن پردازىاش زشت ، و نشانههاى ساختگى بودن از پوستهء برونى و لايهء درونىاش روشن ، و چنانچه در فرازهاى آن مىبينى كسى آمده است و آشكارا و پياپى سخنانى بىانديشه بر زبان رانده آرى هر يك از حديث تراشان در گزارش بافى شيوه اى دارند و هر كدام را راه و روشى ويژه است و كارشان به يكسان نيست ! بپردازيم به بررسى در حديث سوم : كه ناپسند بودن آن نيز هويدا است و همانند حديثى است كه در جلد ششم ص 162 از چاپ دوم از زبان عمر آورديم و بر بنياد آن : مرده را براى گريستن زنده بر وى شكنجه مىدهند و عايشه در برابر او اين حديث را ناپسند شمرد و تازه با نامهء بزرگوار خداوند ناسازگار است كه مىگويد : بار گناه هيچكس را بر دوش ديگرى ننهند ( 1 ) و مانندههاى اين فراز ، كه در جلد پيشين در اين باره به گستردگى سخن رانديم - برگرديد به همانجا ص 159 تا 167 از چاپ دوم . گذشته از آنكه با دادگرى خداوند ناسازگار است زيرا اگر هم پنداشتيم كه اين گريه نارواست باز شكنجه كردن كسى براى گناهى كه ديگرى انجام داده دور از آئين دادگرى خداوندى است و خردهاى درست آن را نپذيرفته هر دانائى گويندهء اين سخن را در خور سرزنش مىشمارد . بسى برتر است خداوند از آنچه ايشان مىگويند ( 2 ) .
--> ( 1 ) سورهء 6 آيهء 164 و سورهء 17 آيهء 15 و سورهء 35 آيهء 18 و سورهء 39 آيهء 7 و سورهء 53 آيهء 38 ( 2 ) سورهء 17 آيهء 43